ادامه مغلطه های پست قبل
مغلطه: متعه با کرامت زن منافات دارد خدا اين همه به زن احترام گذاشته و مقام او را تکريم کرده چطور ممکن است متعه را حلال کرده باشد؟ابطال مغلطه: کرامت انسان در خيالات و عرف ها و قراردادهاي بشري نيست بلکه در عبد بودن او و اطاعت اش از اوامر الهيه است و اين مخصوص جنس خاصي نيست مرد يا زن هر کدام اطاعت خدا کنند مورد تکريم خداوند هستند و هر کدام معصيت نمايند مطرود و منفور هستند اساسا در اسلام، جنس زن مقام خاصي ندارد همانطور که جنس مرد هم مقام خاصي ندارد آنچه که مقام ايجاد مي کند تقوا و عبوديت است و متعه هم يکي از پله هاي عبوديت و تکميل ايمان است و بدون انجام آن، مقام معنوي انسان، ناقص است
مغلطه: ممکنه مرد متأهل عاشق متعه اش بشه و زن و زندگي رو ترک کنه پس متعه خيلي کار بديه!ابطال مغلطه: يعني اگه مرد متأهل، دوست دختر و رابطه حرام داشته باشه عاشق نميشه و زن و زندگي رو ترک نمي کنه ولي به محض اينکه صيغه رو خوند و متعه واقع شد يک دفعه....!!؟ اساسا اين امور نفساني هيچ ربطي به بحث شرعي مطلب ندارد شما اگه متعه را حذف کني رابطه هاي خارج از ازدواج دائم حذف نخواهد شد و مشکلات و مسائل اون هم با متعه و بي متعه وجود خواهد داشت اينها مشکل متعه نيست مشکل ضعف عقلانيت بشر هست که تحت عناويني مثل عشق و... سست مي شود و مسائلي را ايجاد مي کند
مغلطه: متعه خوبه اما نبايد ترويج بشه مخصوصا الان که جامعه آماده نيست و کشش و جنبه اش رو ندارهابطال مغلطه: حکم خدا نبايد ترويج بشه!!؟؟ سنت مؤکده رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ائمه هدي(علیهم السلام) نبايد بيان بشه!!؟ چون الان جامعه آماده نيست؟! خُب نباشه... مشکل خودشه! مي خواست آماده باشه! ما بياييم اوامر خدا و دستور دين رو بذاريم زمين و کتمان کنيم چون يه عده جنبه ندارند و ممکنه مشکل ايجاد کنند؟ اين شد حرف؟ ما تا کي صبر کنيم که جامعه جنبه پيدا کنه!؟ اين يک دور باطل است که هيچوقت تمامي ندارد و بايد بالاخره از يکجا شروع کرد ادامه مغلطه های پست
مغلطه: خداوند در قرآن گفته کساني که دسترسي به ازدواج ندارند عفت بورزند نگفته بروند متعه کنند!
->: خداوند نگفته کساني که به ازدواج دائم دسترسي ندارند، بلکه گفته به ازدواج و اين شامل هر دو نوع ازدواج دائم و موقت مي شود لذا اگر کسي به هيچ کدام از دو نوع ازدواج دسترسي نداشت موظف است به عفت و کنترل نفس اما اگر به يک نوع يا هر دو نوع آن دسترسي داشت مي تواند از هر کدام خواست استفاده کند
این ایراد ایرادى است که مجله زن روز بسیار روى آن تکیه کرده است،ولى با توضیحاتى که دادیم گمان نمىکنم جاى بحث و ایرادى ..
اما بخش اول.پیدایش حرمسرا معلول دستبه دست دادن دو عامل است:
اولین عامل حرمسراسازى تقوا و عفاف زن است;یعنى شرایط اخلاقى و اجتماعى محیط باید طورى باشد که به زنان اجازه ندهد در حالى که با مرد بخصوصى رابطه جنسى دارند با مردان دیگر نیز ارتباط داشته باشند.در این شرایط مرد هوسران عیاش متمکن چاره خود را منحصر مىبیند که گروهى از زنان را نزد خود گرد آورده حرمسرای
«...در واقع اگر درستبیندیشیم پى مىبریم که فواحش معصومیت کانون خانوادگى و پاکى زنان و دختران ما را حفظ مىکنند.هنگامى که این عقیده را لکى در بحبوحه عصر ویکتوریا ابراز کرد،اخلاقیون سخت آزرده شدند بى آنکه خود علت آن را بدانند،اما هرگز نتوانستند خطاى عقیده لکى را به ثبوت رسانند.زبان حال اخلاقیون مزبور با تمام منطقشان این است که«اگر مردم از تعلیمات ما پیروى مىکردند دیگر فحشاء وجود نمىداشت»اما ایشان به خوبى مىدانند که کسى توجه به حرفشان نمىکند».
این است فرمول فرنگى چاره جویى خطر مردان و زنانى که قادر به ازدواج دائم نیستند و آن بود فرمولى که اسلام پیشنهاد کرده است.آیا اگر این فرمول فرنگى به کار بسته شود و گروهى زن بدبختبه ایفاى این وظیفه اجتماعى!اختصاص داده شوند، آن وقت زن به مقام واقعى و حیثیت انسانى خود رسیده است و روح اعلامیه حقوق بشر شاد شده است؟
برتراند راسل رسما در کتاب خود فصلى تحت عنوان ازدواج تجربى باز کرده است. وى مىگوید:
«قاضى لیندزى که سالیان متمادى مامور دادگاه دنور بوده و در این مقام فرصت مشاهده حقایق زیادى داشته پیشنهاد مىکند که ترتیبى به نام«ازدواج رفاقتى» داده شود.متاسفانه پست رسمى خود را(در امریکا)از دست داد،زیرا مشاهده شد که او بیش از ایجاد حس گناهکارى در فکر سعادت جوانان است.براى عزل او کاتولیکها و فرقه ضد سیاه پوستان از بذل مساعى خوددارى نکردند.
پیشنهاد ازدواج رفاقتى را یک محافظهکار خردمند کرده است و منظور از آن ایجاد ثباتى در روابط جنسى است.لیندزى متوجه شده که اشکال اساسى در ازدواج فقدان پول است.ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالى نیست،بلکه از این لحاظ است که تامین معیشت از جانب زن برازنده نیست.و به این ترتیب نتیجه مىگیرد که جوانان باید مبادرت به ازدواج رفاقتى کنند که از سه لحاظ با ازدواج عادى متفاوت است:اولا منظور از ازدواج تولید نسل نخواهد بود.ثانیا مادام که زن جوان فرزندى نیاورده و حامله نشده طلاق با رضایت طرفین میسر خواهد بود. ثالثا زن در صورت طلاق مستحق کمک خرجى براى خوراک خواهد بود...من هیچ تردیدى در مؤثر بودن پیشنهادات لیندزى ندارم و اگر قانون آن را مىپذیرفت تاثیر زیادى در بهبود اخلاق مىکرد.»
آنچه لیندزى و راسل آن را«ازدواج رفاقتى»مىنامند گر چه با ازدواج موقت اسلامى اندک فرقى دارد اما حکایت مىکند که متفکرانى مانند لیندزى و راسل به این نکته پىبردهاند که تنها ازدواج دائم و عادى وافى به همه احتیاجات اجتماع نیست.
مشخصات قانون ازدواج موقت و ضرورت وجود آن و عدم کفایت ازدواج دائم به تنهایى براى رفع احتیاجات بشرى بالاخص در عصر حاضر،مورد بررسى قرار گرفت.اکنون مىخواهیم به اصطلاح آن طرف سکه را مطالعه کنیم،ببینیم ازدواج موقت چه زیانهایى ممکن است در بر داشته باشد.مقدمتا مىخواهم مطلبى را تذکر دهم:
در میان تمام موضوعات و مسائل و زمینههاى اظهار نظر که براى بشر وجود داشته و دارد،هیچ موضوع و زمینهاى به اندازه بحث در تاریخ علوم و عقاید و سنن و رسوم و آداب بشرى گنگ و پیچیده نیست و به همین جهت در هیچ موضوعى بشر به اندازه این موضوعات یاوه نبافته است و اتفاقا در هیچ موضوعى هم به اندازه این موضوعات شهوت اظهار نظر نداشته است.
از باب مثال اگر کسى اطلاعاتى در فلسفه و عرفان و تصوف و کلام اسلامى داشته باشد و آنگاه پارهاى از نوشتههاى امروز را-که غالبا اقتباس از خارجیها و یا عین گفتههاى آنهاست-خوانده باشد،مىفهمد که من چه مىگویم.مثل این است که مستشرقین و اتباع و اذنابشان براى اظهار نظر در این گونه مسائل همه چیز را لازم مىدانند مگر اینکه خود آن مسائل را عمیقا بفهمند و بشناسند.
مثلا در اطراف مسالهاى که در عرفان اسلامى به نام«وحدت وجود»معروف است چه حرفها که زده نشده است!فقط جاى یک چیز خالى است و آن اینکه وحدت وجود چیست و قهرمانان آن در عرفان اسلامى از قبیل محیى الدین عربى و صدر المتالهین شیرازى چه تصورى از وحدت وجود داشتهاند؟
من وقتى که برخى اظهار نظرهاى مندرج در چند شماره مجله زن روز را درباره نکاح منقطع خواندم بىاختیار به یاد مساله وحدت وجود افتادم;دیدم همه حرفها به میان آمده است جز همان چیزى که روح این قانون را تشکیل مىدهد و منظور قانونگذار بوده است.
البته این قانون چون یک«میراث شرقى»است این اندازه مورد بىمهرى است و اگر یک«تحفه غربى»بود این طور نبود.قطعا اگر این قانون از مغرب زمین آمده بود امروز کنفرانسها و سمینارها داده مىشود که منحصر کردن ازدواج به ازدواج دائم با شرایط نیمه دوم قرن بیستم تطبیق نمىکند،نسل امروز زیر بار اینهمه قیود ازدواج دائم نمىرود،نسل امروز مىخواهد آزاد باشد و آزاد زندگى کند و جز زیر بار ازدواج آزاد که همه قیود و حدودش را شخصا انتخاب و اختیار کرده باشد نمىرود...
و به همین دلیل اکنون که این زمزمه از غرب بلند شده و کسانى امثال برتراند راسل مسالهاى تحت عنوان«ازدواج رفاقتى»پیشنهاد مىکنند،پیش بینى مىشود که بیش از آن اندازه که اسلام خواسته استقبال شود و ازدواج دائم را پشتسر بگذارد و ما در آینده مجبور بشویم از ازدواج دائم دفاع و تبلیغ کنیم.
در این نوع ازدواج مرد و زن به مدت معین و همچنین مهر معلومی به یکدیگر محرم می شوند . این ازدواج کمی سهل تر ازدواج دائم است و احکام مخصوص به خود نیز دارد .
خداوند متعال در قرآن کریم نیز به آن می پردازد ، برای این ازدواج ثواب های بسیاری نقل شده است
متاسفانه برخی از مردم بخاطر نداشتن اطلاعات کافی آن را زنا و فحشا و یا باعث هوس رانی و اختلال در جامعه می دانند .
که به امید خدا نقاط مبهم با خواندن مطالب وبلاگ یا طرح در بخش سوال و پاسخ برطرف خواهد شد .


